توافق با اسرائیل هدیه انتخاباتی امارات به ترامپ بود

به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری دانشجو، اعلام امضای توافقنامه به اصطلاح صلح میان امارات و رژیم صهیونیستی موجی از واکنش‌های منفی را در کشورهای عربی و اسلامی به دنبال داشت؛ البته برخی کشورهای عربی که هیچگاه سر دشمنی با رژیم صهیونیستی نداشته اند از این توافقنامه خائنانه استقبال کردند.

این توافقنامه البته، چیز جدیدی در خود نداشت چرا که اولاً امارات هیچ گاه در حالت جنگ با رژیم صهیونیستی نبوده که بخواهد امروز دم از صلح بزند و دوم آنکه پیش از این، روابط تنگاتنگ دو جانبه میان ابوظبی و تل آویو در پشت پرده، آنها را به یکدیگر پیوند می‌زد.

در همین راستا مصاحبه‌ای با «طارق خوری» نماینده پارلمان اردن انجام داده که مشروح آن در ادامه می‌آید:

*به نظر شما اهداف امارات و برخی کشورهای عربی که دنباله رو ابوظبی در بحث اعلام آشکار عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی هستند چیست؟

امارات سر جنگ با اشغالگران اسرائیلی نداشته است و این سوال مطرح می‌شود که چرا این توافقنامه امضا شده است؟ این توافقنامه در چارچوب رویکرد سیاست خارجی امضا شده است که همچنان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از زمان تأسیس این کشور با هدف راضی کردن آمریکا و قبل از آن با هدف راضی کردن استعمارگران انگلیسی، آن را دنبال می‌کنند.

این کشورها تلاش دارند از تاج و تخت خود و دستاوردهای خاندان‌های حاکم حمایت کنند. از زمان اکتشاف نفت در این کشورها در قرن گذشته، رژیم‌های حاکم در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تلاش کرده اند با وجود هزینه‌های هنگفت، پایگاه‌های آمریکایی را در خاک این کشورها ایجاد کنند. در مقابل نیز به حمایت آمریکا از تاج و تخت خود دست پیدا می‌کنند.

ما با چشمان خود دیدیدیم که عربستان در جریان سفر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به ریاض چه کرد و میلیاردها دلار در کنار امتیازدهی‌های گسترده در خصوص مسائل سرنوشت ساز و در رأس آنها آرمان فلسطین، به پای آمریکا ریخت؛ طرح آمریکایی قرن که از اساس برای محو مسأله فلسطین و ادامه اشغالگری‌های صهیونیست‌ها و الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری به اراضی اشغالی ایجاد شده یکی از این امتیازات بود.

*همانطور که میدانیم پیش از این نیز میان امارات و رژیم صهیونیستی به صورت پنهان، روابط گسترده‌ای وجود داشته است. چرا این روابط در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا علنی شده است؟

این توافقنامه باعث نشد که در کشورهای عربی و حتی اسلامی، شوکی به وجود آید چرا که زمینه سازی آن از مدت‌ها قبل از طریق سفرهای مسئولان صهیونیست به کشورهای حوزه خلیج فارس در دستور کار بوده است. حتی خبر سفر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی به صورت محرمانه به امارات طی ۲ سال گذشته و سفرهای مسئولان عربی به اراضی اشغالی به صورت محرمانه منتشر شده است. طی سال گذشته نیز به بهانه کنفرانس گفتگوی ادیان در بحرین شاهد بهبود وجهه صهیونیست‌ها و فراموشی جنایات آنها بودیم.

در کنار تمام اینها، عادی سازی روابط در زمینه‌های فرهنگی و تحریف حوادث تاریخی در چارچوب سریال‌هایی نظیر سریال‌های شبکه سعودی ام بی سی را نیز شاهد هستیم. زمان اعلام این توافقنامه نیز به صورت برنامه ریزی شده انجام گرفته و به مثابه یک هدیه از سوی امارات به آمریکا و حمایت سیاسی از کمپین انتخاباتی ترامپ محسوب می‌شود. ما از میزان تأثیر گذاری لابی صهیونیستی در تعیین سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و میزان انعکاس این توافقنامه در روند انتخابات این کشور آگاهیم.

امارات این خدمت را در مقابل تداوم سکوت آمریکا در قبال جنایات این کشور در یمن به ویژه بعد از اشغال جزیره سقطری که سرشار از منابع طبیعی بوده و ابوظبی اقدام به غارت آنها کرده انجام داده است.

در اینجا باید به یک نکته مهم اشاره کنیم و آن این است که سوق دادن کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به سمت عادی سازی روابط با دشمن صهیونیستی یک پیام آمریکایی صهیونیستی در درون خود دارد و آن اینکه، رژیم صهیونیستی دشمن واقعی این کشورها نیست بلکه ایران دشمن است و باید یک ائتلاف از سوی این کشورها برای مقابله با تهران ایجاد شود.

*آیا رابطه‌ای میان این توافقنامه با سرپوش گذاشتن بر اوضاع آشفته اراضی اشغالی و تظاهرات علیه نتانیاهو وجود دارد؟

نتانیاهو از این توافقنامه به مثابه ریسمان نجاتی در مرحله حساس کنونی که مملو از خطرات در عرصه سیاست داخلی رژیم صهیونیستی است استفاده می‌کند.

نتانیاهو یک کابینه ائتلافی ضعیف و پر از اخلاف را در سایه اتهامات فساد خود، اداره می‌کند. وعده نتانیاهو مبنی بر الحاق بخشهایی از کرانه باختری و عدم تحقق آن باعث شد وی در بن بست قرار بگیرد و باید یک به اصطلاح دستاورد برای خود رقم می‌زد.

*چرا شاهد سکوت برخی کشورهای عربی در قبال این توافقنامه شوم هستیم و آیا دیگر کشورهای عربی در این مسیر قدم بر می‌دارند؟

برخی اعراب از اواخر دهه هفتاد قرن گذشته به صورت رسمی در سایه امضای توافقنامه کمپ دیوید در سال ۱۹۷۹ میان مصر و رژیم صهیونیستی و بعد از آن وادی عربه از سوی اردن در سال ۱۹۹۴ این روند را آغاز کرده اند. خارج کردن کشور بزرگ و محوری مانند مصر از معادله درگیری با دشمن صهیونیستی تأثیر زیادی در این روند گذاشته است. اردن نیز با توجه به حاکمیت تاریخی هاشمی‌ها بر اماکن مقدس در قدس اشغالی تأثیر زیادی در این خصوص داشت.

بنابراین پیش بینی می‌کنیم که دیگر کشورهای عربی در این مسیر گام برداشته و در این مرحله حرف و حدیث‌ها در خصوص عربستان سعودی است که با تل آویو روابط محرمانه دارد و از طرح آمریکایی معامله قرن حمایت مالی می‌کند. کشورهای عربی به جز کشورهایی مانند سوریه، لبنان و عراق یک سکوت مرگبار در پیش گرفته اند اما در کشورهایی که اسم بردیم شاهد مخالفت سیاسی و مردمی گسترده هستیم.

*آینده مسأله فلسطین را در سایه امضای این توافقنامه خائنانه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این توافقنامه تکمیل کننده تبانی کشورهای حوزه خلیج فارس با رژیم صهیونیستی است؛ کشورهایی که حتی یک روز نیز اهمیتی به نبرد با دشمن صهیونیستی جز با صدور بیانیه نداده اند. این مرحله، یک مرحله جدید از علنی کردن روابط مخفیانه با دشمن صهیونیستی است اما به نظر من چیزی در عرصه داخلی فلسطین تغییر نمی‌کند. فلسطینی‌ها همچنان مقاومت را تنها راه برای آزادسازی سرزمین و مقدسات خود، می‌دانند و هیچگاه به کمک‌های کشورهای حوزه خلیج فارس دل خوش نکرده اند.

این توافقنامه به مثابه برداشته شدن نقاب‌ها است. ما در این مسیر تنها به محور مقاومت از فلسطین تا لبنان و سوریه و عراق دل خوش کرده ایم. همچنین می‌خواهم از همین جا از حمایت‌های ایران از محور مقاومت از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون قدردانی کنم.

شهریار شکوهی

Next Post

وقتی کرونا حریف «بوم و بانو» نشد/ روایتی ملتهب از داستانی عاشقانه در دوره پهلوی

ی آگوست 16 , 2020
گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو: عباس اسماعیل گل؛ هر ساله همزمان با دهه نخست محرم، شبکه های مختلف سریالهای گوناگون تلویزیونی را برای مخاطبان درنظر میگیرند که بعد از باکس نوروزی و ماه رمضان، باکس ماه محرم سومین فصل مهم و مناسبتی سریال های تلویزیونی سیما محسوب میشود که […]